تعريف و طرح مسأله 

آشكار است، كه دانش آموز بدون انگيزش لازم بهره اي از آموزش خوب نمي برد. چنين چيزي را هم مي توان در محيط هاي آموزشي و هم با توجه به تحقيقات مشاهده كرد. پس دليل اين كه در فعاليت هاي ياددهي و يادگيري بعضي مدارس كمتر به اين موضوع مهم عنايت مي شود ، چيست؟ و چرا اين توجه اندك نيز اغلب در محدوده ي تحقيقات موجود باقي مي ماند؟ آيا مي توان فرض كرد كه معلمان نتايج چنين تحقيقاتي را به واقع درفعاليتهاي آموزشي خويش به كار مي گيرند؟

 

دليل اين تحقيق اين است كه كه نقصاني كه در اين زمينه به طوركلي مشهود است، برطرف گردد. اگر بتوانيم دانسته هاي خويش را در مورد انگيزش با روش هاي عملي دركلاس درس هماهنگ سازيم، به اهداف خود نائل شده ايم. صرفا" دراين صورت است كه ما معلمان خواهيم توانست از اين داده ها بهره ي لازم و كافي را ببريم.

 

پرسشي كه در اين بابت مطرح است، اين است كه آيا كلاس درس را مي بايد با كدامين روش اداره نمود؟ معلم _محوري[1] يا دانش آموز محوري[2] و يا تلفيقي از اين دو؟دركلاس هايي كه با روش معلم _محوري اداره مي شود، بيشتر بر پيشرفت دانش آموزان (كفايت شخصي) توجه مي شود و در روش دانش آموز_محوري عنايت براستقلال دانش آموزان (خودمختاري) است. ما سعي مي كنيم با تلفيقي از اين دو روش بتوانيم دانش آموزان را به پيروي از خواسته ها و انتظارهاي اصولي معلم و والدين خويش تشويق و ترغيب نماييم .براي اين كه توازني ميان انگيزش دروني و بيروني دانش آموزان ايجاد شود ما سعي خواهيم كرد تشويق ها و تنبيه هاي رايج راكنار گذاشته و راهي نو براي ايجاد علاقه براي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پيدا كنيم.

توصيف وضعيت موجود

يكي از دشواري هاي انگيزشي با اهميت در مدارس، وجود دانش آموزاني است كه خود را خودگردان و خودمختار نمي دانند .معلماني كه بيش از اندازه دستور مي دهند، اين امر راتشديد مي كنند. دانش آموزان در اين مورد به يكي از سه طريق زير عمل مي كنند: برخي آشكارامقاومت مي كنند. آن ها از اطاعت از تقاضاهاي نماد قدرت امتناع مي كنند. (رفتار ضد قدرت/ همسال گرا). برخي ديگر از طريق همانندسازي خود را با نماد قدرت پاسخ مي دهند. آن ها براي جلب توجه و احترام شخصي به شدت تلاش مي كنند (رفتار توجه طلب/ وابسته به قدرت). اما بيشتر دانش آموزان طريق انفعال را پيش مي گيرند. آن ها با تقاضاهاي نماد قدرت كم ترين پيروي را در درون دارند، اما هيچ شور و شوقي در كار خود نشان نمي دهند (رفتارمنفعل/ مطيع). معلمان مي بايد در مقابله با اين دانش آموزان بياموزندكه چگونه ادراك آن ها را از كنترل شخصي افزايش دهند (اسپالدينگ،1377،ص170).

در مدرسه ي ما نيز چنين وضعيتي حاكم بود برخي از دانش آموزان از تقاضاهاي معلمان براي پيشرفت تحصيلي امتناع مي كردند و بعضا" آشكارا مقاومت مي كردند، بعضي راه انفعال را پيش مي گرفتند؛ روزي نبود كه معلمان دانش آموزي را به خاطر وضعيت درسي ضعيف به دفتر مدرسه فرستاده نباشند. من به عنوان معاون پرورشی مدرسه هميشه در اين فكر بودم كه چگونه مي شود در دانش آموزان ايجاد علاقه كرد تا پيشرفت تحصيلي آن ها بهبود يابد.

 

 

روش هاي گردآوري اطلاعات

براي اين منظور جلسه اي را با شوراي معلمان، دانش آموزان، انجمن اوليا و مربيان ترتيب دادم كه ما حصل بحث دراين شوراها «ايجاد انگيزه در دانش آموزان» بود ؛ حالا هركسي به طريقي براي افزايش انگيزه ي دانش آموزان نظر مي داد. در مشورت با ساير مديران مدارس هم درمورد انواع مشوق ها و انگيزش ها تبادل نظر شد.

راهكارهاي ايجاد انگيزه در دانش آموزان  و تأثير آن در پيشرفت تحصيلي

1-طرح مطالب درسي به صورت پرسش هاي جالب : مطلب يا موضوعي را كه مي خواهيم كودك و نوجوان ياد بگيرد ، به صورت پرسش يا پرسش هايي روشن و جالب كه آنها را به فعاليت ذهني و پويندگي ترغيب نمايد ، مطرح كنيم . بايد تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نياز به وجود آيد .

2- دانش آموزان در اثر شكست در درسي نسبت به آن نگرش منفي پيدا مي كنند بايد به آنها كمك كرد تا با كسب موفقيت در درس جديد ، به تصويري مثبت از توانايي خود دست يابند زيرا يادگيري همراه با موفقيت به ايجاد انگيزه منجر مي شود .  

3- تجربه و تماس مستقيم  با مطالب درسي : سعي نماييد تا دانش آموزان آنچه را كه مي خواهند ياد بگيرند با آن تماس پيدا نموده و تجربه مستقيم و عملي داشته باشند .

4- اهداف آموزشي مورد انتظار از دانش آموزان را در آغاز درس براي آنها بازگو نماييد . اهداف بايد روشن و متناسب با توانايي دانش آموزان باشد .

5- اجراي نقش : بهتر است در زمينه برخي از موضوعات ازجمله تاريخ ، ادبيات ، ديني و دانش آموزان را تشويق نماييم تا موضوع مورد نظر را به صورت نمايش در آورند . اجراي نمايش در تفهيم مسائل تربيتي و اخلاقي بسيار مفيد و مؤثر مي باشد .

6- در شرايط مقتضي و مناسب از تشويق هاي كلامي استفاده كنيد . مثلا“‌ خوب ، آفرين ، مرحبا و

7- بايد شرايطي فراهم شود تا دانش آموز موفقيت خود را احساس كند زيرا هيچ چيز همانند خود موفقيت به موفقيت كمك نمي كند .

8- تكاليف ارائه شده نه بايد بسيار مشكل باشد و نه ساده ، از ارائه تكاليف يكنواخت بايد پرهيز كرد و به عبارتي تكاليف بايد خاصيت برانگيختگي داشته باشند .

9- مشخص كردن نحوه انجام كار براي يادگيرنده : كاري را كه دانش آموز قرار است انجام دهد بايد دقيقا“ مشخص شود .

10- تبادل نظر با دانش آموزان در باره مشكلات درسي و شركت دادن آنها در طرح نقشه هاي كار و فعاليت

11- استفاده از نمرات و آزمون ها براي ايجاد انگيزه در دانش آموزان (سالخي،1388).

12_ قدردانی از کار دانش آموز او را به کوشش و تلاش بیشتر و دلبستگی به درس وادار خواهد نمود .

 

تجزيه و تحليل داده ها

از تجزيه و تحليل داده ها معلوم شد كه انگيزش ها چه دروني و چه بيروني بايد پيشرفت دانش آموز را مدنظر قرار دهد نه اين كه فقط دانش آموز بااستعداد و داراي ضريب هوشي بالا ، چون اعتقاد بر اين بود كه ما مي خوستيم اكثر دانش آموزان به پيشرفت تحصيلي محسوسي برسند و هدف نخبه پروري نبود.

 

ويژگي راه پيشنهادي براي تغيير

بخش عمده اي از نقش معلمان ، ايجاد محيطي امن ، اعتماد بخش و حمايت آميز است كه با ابراز علاقه ، توجه و ملاحظه ي خالصانه به هر دانش آموز، به وجود مي آيد. يافته هاي پژوهشي نشان مي دهند كه بخشي از ضرورت هاي ايجاد فضاي امن و مطمئن براي دانش آموزان ، برساخت هاي غيررقابتي _مشاركتي  و آن نوع اهداف آموزشي تأكيد دارد كه مقاير با ساخت هاي رقابت آميز است. تحقق اهداف نبايد به صورتي باشد كه در بازي يادگيري برخي از دانش آموزان برنده و برخي ديگر بازنده باشند. در افزايش فضاي امن و حمايت آميز، برجسته كردن ارزش فضيلت هاي دانش آموزان، همراه با مهارت ها، و توانايي هاي منحصر به فردشان و ارزش فرآيند يادگيري و تكاليف يادگيري، اهميت دارد. پاداش دادن به فضيلت هاي دانش آموزان و تشويق آن ها به دادن پاداش به خود و احساس غرور نسبت به فضيلت هاي خويش ، منجر به ايجاد فضايي مي شود كه هر دانش آموز در آن احساس «موردتوجه » بودن مي كند (مك كومبزوپاپ،1388،ص45).

 

نقش ما به عنوان برانگيزاننده ، دربردارنده ي رشد فزاينده ي احساس مثبت دانش آموز نسبت به خود و ايجاد انگيزه يادگيري به عنوان يك عامل مهم ، خلاقانه و هماورد جويانه است، زيرا يادگيري امري فعال و هدفمند است و ما براي اين كار نياز به راهبردهايي داريم كه با تشويق فعالانه، رفتار و افكار هدفمند دانش آموزان را به كارگيرد. هم چنين، دانش آموزان براي درك توانايي هايشان، و براي ايجاد نگرش هاي مثبت و تغيير نگرش ها، و باورهاي منفي كه نسبت به خود و يادگيري دارند، به كمك ما نيازمندند(همان منبع).

 

با اين رهنمودها، ويژگي راه پيشنهادي براي ايجاد تغيير اين بود كه موفقيت دانش آموزان به تلاش آن ها نسبت داده و هم چنين دانش آموزان را تشويق مي كرديم تا موفقيت هايشان را به توانايي هايشان نسبت دهند تا آن ها پله به پله نردبان ترقي را بپيمايند و با اين ترفند ما مي توانستيم حتي اعتماد به نفس دانش آموزان خيلي ضعيف از نظر درسي را بهبود بخشيم.

 

چگونگي اجراي تغيير پيشنهادي

تجارب علمي، اين ضرب المثل معروف را «كه هيچ عاملي به پيروزي و موفقيت انسان به اندازه ي خود موفقيت و پيروزي، مدد نمي رساند» تأييد نمي كند. بشر آن گاه درعمل و رفتار خويش كوشش نشان مي دهد كه درآن عمل، احساس موفقيت وكاميابي نمايد.اگرمعلمي بخواهد شوق و علاقه ي مداومي در شاگردانش به وجود آيد بايد گام به گام، موفقيتي را كه احراز كرده اند به آنان ابراز كند (شكوهي يكتا ، 1376،ص161).

 

منظور از موفقيت اين نيست كه بلافاصله شاگردان به هدف نهايي خود دست يابند، بلكه منظور از آن، پيشرفت تدريجي به سوي هدف مطلوب مي باشد. لذا در مدارس پيشرفته، شناسنامه ي خاصي تهيه مي شود كه هفته به هفته يا ماه به ماه كمِّ وكيف پيشرفت و فعاليت شاگردان را درآن ثبت و ضبط مي كنند (همان منبع،ص162).

 

براي اين منظور ما كارت هايي را (باطرح رنگي و پرس شده) طراحي كرديم.و درجلسه شوراي معلمان تصويب شدكه معلمان با صلاح ديد خودشان هر تلاش روبه جلو ارزش مند از دانش آموز در زمينه ي فعاليت هاي ياددهي و يادگيري، انضباطي را مشاهده نمودند يكي از اين كارت ها را در حضور دانش آموزان و با تحسين فعاليت دانش آموزبه وي تقديم نمايند و دانش آموزان هم با جمع آوري 5 عدد از اين كارت ها از بانك جوايز دفتر مدرسه ، خودشان جايزه انتخاب كنند.

 

 

 

 

 

 

چگونگي نظارت بر راه حل جديد

  مدیر مدرسه و خودم هر هفته يك بار از كلاس ها بازديد مي كرديم و درمورد نحوه ي اجراي برنامه با دبيران، معلمان و مسئول كميته ي علمي_فرهنگي شوراي دانش آموزي بحث و تبادل نظر مي كرديم و هم چنين كارشناسان اداره ي متبوع هم از نحوه ي فعاليت هاي ياددهي _يادگيري درمدرسه، هر ماه بازديد مي نمودند.

 

چگونگي ارزيابي از راه حل جديد

نظربه اين كه اين مورد پيشنهادي بعد از امتحانات نوبت اول درمدرسه  به اجرا درآمد،  براي ارزيابي از راه حل جديد، معدل نمرات نوبت اول دانش آموزان با نوبت دوم مقايسه شد كه پيشرفت قابل محسوس دراين مورد ملاحظه شد. و همچنين در طول برنامه دبيران و معلمان از پيشرفت تحصيلي قابل توجهي به خصوص در دانش آموزان ضعيف از نظر تحصيلي گزارش مي دادند.

 

تصميم نهايي

هدف من در اين اقدام پژوهي شناسايي و تشريح برخي از اصول كلي آموزشي بود، كه معلمان با استفاده ازآن ها بتوانند علاوه بر انگيزش بيروني انگيزش دروني دانش آموزان را افزايش بخشند. اصل اول اين كه محيطي دركلاس ايجاد شود ، كه قابل پيش بيني باشد، دانش آموز بايد بداند كه طرح هاي معلم براي آينده چيست، تا بتواند به خوبي بر دشواري ها پيروز شود. اصل دوم عبارت از برقراري توازن ميان فعاليت هاي آسان و دشواراست. دانش آموزان بايد با كارهاي آسان تواناييهاي خود را بروز دهند و باكارهاي دشوار توانايي هاي جديدي كسب كنند. اصل سوم عبارت از تأمين حمايت آموزشي لازم براي دانش آموزان است، بدون آن كه ادراك كنترل آن ها آسيب ببيند.

تنها گوينده دركلاس نبايد معلم باشد، بلكه با سرمشق دهي، خردكردن هدف و تقسيم كار مي تواند به نتايج مطلوب برسد. اصل چهارم عبارت از فرصت انتخاب و يا كنترل بر يادگيري است، بي آن كه به ادراك كفايت دانش آموز لطمه اي وارد آيد. كسب موفقيت در تمامي انتخاب ها آسان نيست. مي توان دانش آموزاني راكه در انتخاب هاي مفيد با مشكل مواجه مي شوند ، تشويق كرد تا انتخاب هاي ساده تري داشته باشند ، و برعكس مي توان دانش آموزان به جانب انتخاب هاي دشوارتر سوق داد. اصل پنجم ، عبارت از مقايسه ي عملكرد كنوني و پيشين دانش آموزان و يا مقايسه با معيارهاي تعيين شده است. دانش آموزان را نبايد با هم مقايسه كرد، بلكه عملكرد آن ها را بايد با معيارهاي موفقيت مقايسه نمود. سرانجام اصل ششم عبارت از چگونگي به كارگيري فعاليت هاي جذاب و بديع است(اسپالدينگ،1377،ص47).

 

با اين رهنمودها و تواصيف تصميم نهايي برآن شد كه اولا" معدل دانش آموزان در نوبت اول با نوبت اول سال گذشته مقايسه شود و همچنين كارت تلاش آفرين براي دانش آموزان تلاش گرصادرگردد. وصف اين شور و هيجاني كه در بين دانش آموزان اتفاق افتاده بود غيرقابل توصيف بود و انصافا"هم معلمان و هم دانش آموزان براي بهبود پيشرفت تحصيلي تلاش مضاعف مي كردند.